گذر سیاوش، تنها یک لحظه از تاریخ نیست، بلکه آینهای است که هر زمان که حقیقت در آتش امتحان میشود، تصویر آن درخشانتر از پیش پدیدار میشود. بیان هنری گذر سیاوش از آتش با طراحی المان توسط شهرداری سیرجان صورت گرفت.
در میانهی هجوم تهمت و نیرنگ، در سرزمینی که راستی به آزمونِ آتش سپرده میشود، سیاوش، فرزند پاکی و نجابت، بر اسبی خروشان، شعلهها را میشکافد و بیهیچ هراس، گذر از سرنوشت را به تصویر میکشد. این پیکرهی فلزی، با زخمهایش گواهی میدهد که آتش، ناپاکی را فرو میبلعد اما دست از دامان حقیقت کوتاه است.
اسب، سمهایش را بر لهیب شرارهها فرود میآورد و با غرشی سهمگین، زبانههای تردید را در هم میشکند. سیاوش، با چهرهای آرام و دستانی برافراشته، تسلیم مشیت آسمان است، بیآنکه ترسی در جانش رخنه کند.
در خطوط تیز و بریدهی فلز، التهاب آتش و تلاطم تقدیر را میتوان دید؛ در پیچوتاب موهایش، وزش باد سرنوشت را؛ و در قامت استوارش، حماسهی راستی در برابر ظلمت دروغ.استفاده از جنس آهن زنگزده و رنگهای فرسوده، آگاهانه برای پیوند دادن این روایت اسطورهای با قدمت و کهنبودن آن انتخاب شده است؛ گویی مادهی اثر نیز همچون خودِ داستان، از دل تاریخ برخاسته و ردّ زمان را بر تن دارد.
زنگارِ آهن، نه نشانهی فرسودگی، بلکه لایهای از حافظه، زمان و تداوم تمدنی است که این اسطوره از آن برآمده است.این مجسمه، نهتنها یک اثر هنری، بلکه روایتی است جاودان از پاکیای که از میان سختترین آزمونها عبور میکند، بیآنکه دامنش آلوده شود. گذر سیاوش، تنها یک لحظه از تاریخ نیست، بلکه آینهای است که هر زمان که حقیقت در آتش امتحان میشود، تصویر آن درخشانتر از پیش پدیدار میشود.
